عشق بعضی وقت ها از درد دوری بهتر است
بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قران خوانده ام ٬ یعقوب یادم داده است
دلبرت وقتی کنارت نیست ٬ کوری بهتر است !
نامه هایم چشمهایت را اذیت میکند
درد دل کردن برای تو حضوری ٬ بهتر است
چای دم کن خسته ام از تلخیه نسکافه ها
چای با عطرٍ حل و گلهای قوری ٬ بهتر است
من سرم بر شانه ات
یا تو سرت بر شانه ام ؟
فکر کن بانو اگر باشد چه جوری ٬
بهتر است

+ نوشته شده در
2010/8/8ساعت   توسط محمد
|
مگه اینجا توی هر سال شمسی چن تا پاییزه
که بازم داره از چشم قشنگت مژه میریزه
میگن هر مژه ی افتاده یعنی آرزو داری
نمیدونم چی کم داری
نمیخوام از چشات افتاده باشم
مطمئنم کن که هنوز اون مژرو داری ! !
نمیخوام برگ پاییزی ترین فصل چشات باشم
صبوری کن ! ! هوای مژه بارون تلخه از پاییز دوری کن
ندیدی پیش پات رویا رویا آرزو هارو کفن کردم ؟
شبی صد بار تو فکر تو میرمو بر نمیگردم
همینکه دیگه خورشید و نمیبینم
شبا جای ستاره تو اتاقم نقطه میچینم ! !
میگن هر نقطه چین از واژه افتاده پر میشه
اگه این نقطه چین ازنقطه چیدن پر بشه
. . . چی میشه ؟
+ نوشته شده در
2010/8/2ساعت   توسط محمد
|